السيد علي الحسيني الميلاني
237
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
طاعته » . امّا عهد يك طرفه هم مىتواند باشد ، در آن جا كلمهء تأكيد مناسبت دارد كه « ووكّدتم ميثاقه » . اينها ظرايف و لطايفى است كه در اين عبارات وجود دارد . پند دهندگان در نهان و آشكار پس اين معانى در ائمّه عليهم السلام وجود داشته و آن بزرگواران به لوازم اين پيمان و عهد ملتزم بودند . از اين روست كه در پى اين عبارت مىخوانيم : وَنَصَحْتُمْ لَهُ فِى السِّرِّ وَالْعَلانِيَةِ ؛ در نهان و آشكار به خلق پند داديد . كلمه « نُصح » را در لغت گفتهاند : خلاف الغش . « 1 » راغب اصفهانى مىگويد : نصحت له الودّ ، أيأخلصته ، وناصح العسل : خالصه . « 2 » بنابراين ائمّه با تمام وجود از آن خدا بودند ، و كمال خلوص را در برابرش در همهء احوال داشتند . ممكن است مقصود از « نصحتم له » خيرخواهى به مردم براى رضاى خدا ، و دعوت آنان به سوى حق باشد كه فرمود : « ادْعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ . . . » ؛ « 3 » به وسيله حكمت . . . به راه پروردگارت دعوت كن . ائمّه عليهم السلام مردم را در آشكار و نهان ، و به هر شكل كه مقتضاى زمان و مكان و اشخاص بوده ، دعوت كردند . . . .
--> ( 1 ) . همان : 4 / 318 ( 2 ) . المفردات فى غريب القرآن : 494 ( 3 ) . سوره نحل ( 16 ) : آيه 125